یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۳
آینده تئاتر دینی را در بازگشت صرف به گذشته نمی‌بینم

حوزه / کارگردان نمایش «قاف گمشده»: آینده تئاتر دینی را در بازگشت صرف به گذشته نمی‌بینم، بلکه باید میان سنت، پژوهش، فرم‌های تازه و مسائل انسان امروز گفت‌وگویی آگاهانه شکل بگیرد.

خبرگزاری حوزه | مجتبی ترکمان، کارگردان نمایش «قاف گمشده» در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه آینده تئاتر دینی نیازمند فاصله گرفتن از تکرار و حرکت به سمت پژوهش و تجربه است، اظهار کرد: در حوزه نمایشنامه‌نویسی باید به متن‌هایی توجه شود که علاوه بر شناخت منابع دینی و تاریخی، از اصول درام نیز برخوردار باشند. صرف داشتن یک موضوع ارزشمند، به تولید نمایشنامه‌ای قوی منجر نمی‌شود و لازم است در زمینه آموزش نمایشنامه‌نویسی، تحلیل درام و تبدیل مفاهیم به موقعیت‌های نمایشی بیشتر کار شود. در تربیت هنرمند نیز پژوهش میان‌رشته‌ای اهمیت زیادی دارد. گفت‌وگوی میان تئاتر، دین‌پژوهی، تاریخ، جامعه‌شناسی، فلسفه و روان‌شناسی می‌تواند نگاه هنرمند را عمیق‌تر کند. از سوی دیگر، شناخت مخاطب امروز ضروری است؛ البته نه با هدف سطحی کردن هنر و تطبیق آن با سلیقه روز، بلکه برای پیدا کردن زبان مناسب ارتباط با انسان معاصر.

کارگردان نمایشنامه «قاف گمشده» ادامه داد: آینده تئاتر دینی را در بازگشت صرف به گذشته نمی‌بینم، بلکه باید میان سنت، پژوهش، فرم‌های تازه و مسائل انسان امروز گفت‌وگویی آگاهانه شکل بگیرد. اگر این حوزه‌ها به یکدیگر نزدیک شوند، تئاتر دینی می‌تواند ضمن وفاداری به ریشه‌های خود، به هنری زنده، پرسشگر و اثرگذار تبدیل شود.

ترکمان با اشاره به آسیب‌های موجود در برخی آثار دینی بیان کرد: زمانی که نویسنده یا کارگردان از ابتدا نتیجه‌ای مشخص را به مخاطب اعلام می‌کند و شخصیت‌ها تنها مأمور بیان یک پیام می‌شوند، اثر فرصت شکل‌گیری طبیعی تعارض و تنش را از دست می‌دهد. شعارزدگی، شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای و تقسیم آدم‌ها به خوب مطلق و بد مطلق نیز از پیامدهای چنین رویکردی است؛ در حالی که انسان واقعی پیچیدگی‌های فراوانی دارد و حتی شخصیت منفی نیز باید از منطق، انگیزه و جهان فکری مشخصی برخوردار باشد.

وی تصریح کرد: یکی دیگر از مشکلات، فاصله گرفتن از انسان معاصر است. گاهی تصور می‌شود چون موضوع یک اثر تاریخی یا دینی است، دیگر نیازی به شناخت دغدغه‌های امروز وجود ندارد؛ در حالی که اگر مخاطب نتواند میان تجربه شخصی خود و آنچه روی صحنه می‌بیند ارتباط برقرار کند، نمایش به روایتی صرفاً مناسبتی تبدیل می‌شود. اثر دینی زمانی ماندگار خواهد شد که در کنار وفاداری به موضوع، انسان را با همه پیچیدگی‌ها و تناقض‌هایش به تصویر بکشد.

این کارگردان درباره تفاوت تئاتر دینی، تئاتر درباره دین و تئاتر آیینی گفت: این سه مفهوم به یکدیگر نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند. در «تئاتر درباره دین»، دین می‌تواند موضوع اثر باشد و نمایش به شخصیت‌ها، تاریخ یا مسائل دینی بپردازد، بدون آنکه الزاماً جهان‌بینی دینی ساختار کلی اثر را شکل دهد. «تئاتر دینی» دامنه گسترده‌تری دارد و در آن دین تنها موضوع نیست، بلکه می‌تواند در نوع نگاه اثر به انسان، جهان، اخلاق، مسئولیت، انتخاب و معنای هستی حضور داشته باشد. «تئاتر آیینی» بیشتر با ریشه‌ها، مناسک، سنت‌های اجرایی و حافظه جمعی یک جامعه ارتباط دارد. تعزیه نمونه مهمی از این سنت در فرهنگ ایرانی است؛ با این حال، هر تئاتر آیینی الزاماً دینی نیست و هر اثر دینی نیز آیینی محسوب نمی‌شود. در تئاتر آیینی، فرم، موسیقی، حرکت، شیوه ارتباط با تماشاگر و ساختار اجرا می‌تواند از سنت‌ها و مناسک تأثیر بگیرد، در حالی که تئاتر دینی می‌تواند از فرم‌های معاصر و مدرن برای بیان جهان‌بینی خود بهره ببرد.

ترکمان درباره ظرفیت تعزیه و فرم‌های سنتی برای تئاتر دینی معاصر اظهار کرد: تعزیه فقط یک میراث تاریخی نیست، بلکه گنجینه‌ای از امکانات نمایشی است. در این سنت با شیوه‌ای خاص از روایت، موسیقی، نشانه‌گذاری، ارتباط مستقیم با مخاطب، زمان و مکان نمایشی و فاصله‌گذاری مواجه هستیم که همچنان ظرفیت مطالعه و استفاده دارد. بهره‌گیری از تعزیه به معنای بازسازی ظاهری آن نیست. اگر تنها لباس، موسیقی یا شکل اجرایی گذشته را تکرار کنیم، ممکن است نتیجه به بازنمایی موزه‌ای تبدیل شود. مسئله مهم‌تر، شناخت منطق درونی این فرم‌ها و بررسی امکان گفت‌وگوی آنها با مسائل و زبان اجرایی امروز است. تئاتر معاصر می‌تواند از سنت تغذیه کند، بدون اینکه در گذشته متوقف شود؛ زیرا سنت زمانی زنده می‌ماند که در زمان حال دوباره خلق و معنا شود.

این هنرمند با اشاره به مؤلفه‌های شکل‌گیری یک اثر دینی گفت: صرف حضور یک شخصیت مذهبی یا روایت یک واقعه دینی، به‌تنهایی نمی‌تواند اثری را دینی کند. ممکن است نمایشی درباره یک شخصیت دینی ساخته شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر، هیچ مواجهه‌ای با جهان‌بینی، اخلاق و پرسش‌های بنیادین دین نداشته باشد. آنچه اثری را واقعاً دینی می‌کند، نوع نگاه آن به انسان، جهان، انتخاب، مسئولیت، خیر و شر، مرگ و معنای زندگی است. موضوع اثر تنها یکی از عناصر تعیین‌کننده است و نمی‌توان بر اساس ظاهر روایت درباره ماهیت آن قضاوت کرد. همه اجزای نمایش نیز لازم نیست مستقیماً رنگ و نشانه دینی داشته باشند. گاهی یک اثر با روایت موقعیتی انسانی، مانند انتخاب میان منفعت شخصی و حقیقت، می‌تواند عمیقاً دینی باشد؛ حتی اگر شخصیت یا نماد مذهبی مستقیمی در آن وجود نداشته باشد. مهم این است که جهان‌بینی در ساختار و روح اثر جریان داشته باشد، نه اینکه به شکل شعار بر آن تحمیل شود.

کارگردان «قاف گمشده» درباره شخصیت‌پردازی چهره‌های مقدس و تاریخی نیز گفت: حفظ حرمت به معنای تهی کردن شخصیت از انسانیت و تبدیل کردن او به یک تندیس نیست. شخصیتی که هیچ موقعیت، انتخاب، رابطه و تأثیر دراماتیکی ندارد، هرچقدر هم مقدس باشد، روی صحنه زنده نمی‌شود. در عین حال، درباره چهره‌های مقدس باید مرزهای اعتقادی و فرهنگی جامعه را شناخت و به آنها احترام گذاشت تا پرداخت نمایشی به تحریف یا بی‌حرمتی منجر نشود. می‌توان به جای ساختن جزئیات خیالی یا نادرست، عظمت چنین شخصیت‌هایی را از طریق انتخاب‌ها، تأثیر آنها بر دیگران، واکنش اطرافیان و پیامدهای حضورشان نشان داد. حتی گاهی لازم نیست همه‌چیز مستقیماً روی صحنه دیده شود و غیاب یک شخصیت مقدس می‌تواند حضوری قدرتمند در ساختار نمایش ایجاد کند. راه اصلی، ایجاد تعادل میان حرمت و دراماتیک بودن است؛ بدون تقدس‌زدایی و در عین حال بدون تبدیل شخصیت به تصویری دور از دسترس و فاقد زندگی نمایشی.

این کارگردان همچنین درباره نقش نماد و استعاره در آثار دینی گفت: مخاطب زمانی که مفهومی را خودش کشف می‌کند، ارتباط عمیق‌تری با آن برقرار خواهد کرد. نماد و استعاره می‌توانند مفاهیم پیچیده را از سطح خطابه خارج کرده و وارد تجربه حسی و عاطفی تماشاگر کنند. در کار با موضوعات دینی و آیینی بهتر است تصویر، موقعیت و کنش بخشی از حرف اثر را بیان کنند و همه‌چیز به زبان مستقیم و توضیحی ارائه نشود. نمادپردازی اگر بی‌دلیل و بیش از اندازه پیچیده باشد، نتیجه معکوس خواهد داشت و مخاطب را از نمایش دور می‌کند. نماد زمانی مؤثر است که از جهان خود اثر بیرون آمده باشد، نه اینکه صرفاً برای عمیق به نظر رسیدن به آن افزوده شود. تئاتر بیش از آنکه هنر توضیح دادن باشد، هنر نشان دادن و تجربه ساختن است و زبان غیرمستقیم در چنین شرایطی می‌تواند لایه‌های بیشتری از معنا را در اختیار تماشاگر قرار دهد.

ترکمان در پایان با اشاره به ضرورت ارتباط تئاتر دینی با نسل جدید گفت: نسل جدید با پرسش‌ها، اضطراب‌ها و تجربه‌های متفاوتی روبه‌روست و اگر تئاتر دینی این واقعیت را نبیند، طبیعی است که ارتباط آن با مخاطب کاهش پیدا کند. راه ارتباط نیز ساده‌سازی مفاهیم دینی یا تغییر آنها برای جلب تماشاگر نیست؛ بلکه باید دید مفاهیمی مانند ایمان، عدالت، امید، تنهایی، مرگ، حقیقت و مسئولیت امروز در زندگی یک جوان چگونه خودشان را نشان می‌دهند و چه چالش‌هایی ایجاد می‌کنند. اگر این مفاهیم به مسائل واقعی انسان معاصر پیوند بخورند، مخاطب می‌تواند خودش را در اثر پیدا کند. تماشاگر امروز بیش از هر چیز از شعار فاصله می‌گیرد، اما از صداقت فرار نمی‌کند. اگر یک اثر صادقانه باشد و مسئله‌ای واقعی را مطرح کند، حتی مفاهیم عمیق و جدی نیز می‌توانند با نسل جدید ارتباط برقرار کنند. مسئله اصلی، یافتن زبان مناسب برای بیان حقیقت است، نه کاستن از عمق آن.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha